دوشنبه ۲۶ اکتبر ۲۰۰۹

شهرما خانه ما


شما هم اگر ساکن هادیشهر هستید در طی کارهای روزانه با این نا هنجاریها زیاد مواجه شده اید . در جنوب و شمال هادیشهرمیوه فروشها با اشغال قسمت وسیعی از پیاده رو ها ، حتی در بعضی جاها قسمت زیادی از خیابان ها  مردم را در عبور و مرور برای انجام کارهای روزانه با مشکل مواجه ساخته اند . عبور و مرور سواره و پیاده در بعضی نقاط و در بعضی از ساعات روز به سختی امکان پذیر می شود  . مسئول حل این مشکل کدام اداره است ؟ آیا اداره رفع سد معبر شهرداری منحل شده است ؟ یا بقول ضرب المثل خودمان ( دیمه منه ، دیمییم سنه )....آیا وقت آن نرسیده است که هادیشهر نیز مانند سایر شهرها یک میدان تره بار داشته باشد و همه این فروشندگان  به آنجا منتقل بشوند ؟  


حالا مهمانان زیادی از نقاط دور نزدیک ، از داخل وخارج کشور به شهر ما می آیند . بیاییدبخودمان اجازه ندهیم  بخاطر منافع ناچیز مادی چهره شهر را به این صورت زشت در بیاوریم . آخر یادتان رفته یک زمانی میگفتیم شهر ما خانه ماست . آیا........خانه را اینطوری نگه میداریم ؟


یکشنبه ۲۵ اکتبر ۲۰۰۹

تاریک تولد امام رضا (ع)


پیشاپیش تولد امام هشتم شیعیان جهان ، امام رضا (ع) را بر عموم مسلمانان جهان بویژه هموطنان عزیز تبریک میگویم

شنبه ۱۰ اکتبر ۲۰۰۹

گرفتن نان بیشتر وقت مردم را میگیرد

در شهرستان جلفا گرفتن نان از نانواييها به يك معضل بزرگ تبديل شده است. براي هر خانواده يك نفر بيكار لازم است كه صبح تا ظهر براي گرفتن نان وقت صرف نمايد. در بعضي از نانواييها تعداد افرادي كه توي صف ایستاده اند به بيش از 20 نفر ميرسند

اين در حالي است كه بنا به گفته مسئولين مقدار سهميه سرانه شهرستان جلفا بيش از نياز آن است! حالا اين سؤال پيش مي آيد كه كه چه پروژه هاي وجود دارد كه با وجود سهميه اضافي كمبود نان در شهرستان داد مردم را در آورده است؟!
همچنين بنا به شواهد موجود شاید تقسيم عادلانه مقدار سهميه آرد در شهرستان جلفا وجود ندارد! يك نانوايي در يك روستاي كم جمعيت بيست گوني و يك نانوايي در پر جمعيتترين نقطه شهر 6 گوني آرد سهميه دارد ! اداره غله شهرستان جلفا بايد پاسخ گو باشد! آرد اضافي چه ميشود؟!اگر شما نكته ديگري در اين مورد ميدانيد لطفا بنويسيد.
آقای صاقی لطفا به این موارد بیشتر بپردازید ممنون میشویم.
مطلب بالا را یکی از بازدید کنندگان وب در قسمت نظرات وب شهرستان جلفا درج نموده اند ضمن تشکر از این همشهری عزیز لازم است توضیح دهم که بنظر میرسد نظارت برای نانوایی درست اعمال نمیشود . موارد زیادی هست که موجب این نابسامانی میشود ، ازجمله فروش آزاد آرد ، جمع کردن نان با ( دوبرابر ) قیمت و بردن نان چندین خانواده توسط بعضی از کارکنان نانواییها و......دلایل دیگر که با یک بازرسی ساده حل میشود که مسئولین آرد و نان در این زمینه سستی میکنند و موجبات نارضایت مردم را فراهم مینمایند . حل این معضل بسیار ساده است و اداره مربوطه اگر اراده قوی برای خل آن داشته باشد با یک بازرسی ساده روزانه با بازرسان نامحسوس و ناشناس این کار امکان پذیر است ( اگر بازرسان شناخته شده باشند در طولانی مدت تطمیع و نحدید و ..... بازرسی را بی اثر میکند .)
منبع وبلاگ هادیشهر

پنجشنبه ۲۴ سپتامبر ۲۰۰۹

بازار روز هادیشهر بروایت تصویر










این تصاویر در تاریخ دوم مهر 1388 ساعت یازده صبح از بازار روز هادیشهر تهیه شده است .
شعار یک فروشنده ارومیه ای : اوچ کیلو مین تومن ، آپار اوشاخ یئسین سنه بابا دئسین ( سه کیلوهزار تومن ببر بچه بخورد و بتو بابا بگوید .)

آدرس : هادیشهر جنوبی - جنب استادیوم تختی

چهارشنبه ۲۳ سپتامبر ۲۰۰۹

مراسم کلنگ زنی پمپ بنزین در هادیشهر جنوبی ( گرگر)

راس ساعت 11 صبح مورخه اول مهر و در هفته دفاع مقدس کلنگ پمپ بنزین در قسمت جنوبی هادیشهر در جنب ترمینال مسافربری هادیشهر شهرستان جلفا با حضور عده کثیری از اهالی هادیشهر واعضای محترم شورای اسلامی و نماینده فرمانداری و شهردار محترم و فرمانده راهنمایی و رانندگی بر زمین زده شد . مراسم با تلاوت آیاتی از کلام الله مجید آغاز شد و سپس رییس شورای اسلامی هادیشهر حاجی آقای طلعتی ضمن سخنانی از زحمات کسانی که در به ثمر رسیدن این پروژه زحمات زیادی را متحمل شده بودند تشکر و قدردانی نموده و از لزوم پمپ بنزین در این قسمت هادیشهر بخاطر ترافیک بیش از اندازه خیابانها و اینکه خروجی و وردی شهر و همچنین مسیر اصلی روستاها و شهرهای منطقه ارسباران از این مسیر میباشد سخنانی ایراد فرمودند و سپس آقای گوگانی صاحب و مجری طرح سخنرانی مختصری ایراد کردند و بعد ، از حضار پذیرایی بعمل آمد و بعد آقای زینالی مسئول بسیج دانش آموزی شهرستان با نقل دو خاطره از جبهه و جنگ به مراسم رونق بیشتری دادند و بعد کلنگ پروژه توسط نماینده فرمانداری و حجت الاسلام والمسلمین آقای مهدینژاد به زمین زده شد تصاویر گوشه هایی از این مراسم را نشان میدهد .






شنبه ۱۹ سپتامبر ۲۰۰۹

عید فطر مبارک

جمعه ۱۸ سپتامبر ۲۰۰۹

تظاهرات روز قدی در هادیشهر

دیروز در آخرین جمعه ماه مبارک رمضان تظاهرات روز قدس در هادیشهر نیز مانند سراسر ایران با شرکت گسترده مردم هادیشهر بر گزار شد . مردم که از اولین ساعات روز در میادین امام حسین (ع) و امام حسن (ع) هادیشهر جمع شده بودند راس ساعت یازده بطرف میعادگاه نمازجمعه (مصلی وحدت امام خمینی ره ) با شعار های مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسراییل حرکت کردند . دربین راه بر تعداد تظاهر کنندگان افزوده میشد به حدی که فشار جمعیت امکان تهیه تصاویر بیشتر را نداد و تصویر فوق توسط مبایل یکی از آشنایان تهیه شده است .

بارش اولین برف روی کمجی داغی واین مطلب


بعلت مشکلات عدیده ای که مدتهاست سیستم بلاگفا پیدا میکند بعد از این سعی خواهد شد کلیه مطالب مربوط به هادیشهر در این مکان درج شود لطفاً این موضوع را به اطلاع کلیه کسانی که از وبلاگ هادیشهر در بلاگ استفاده میکردند برسانید . ممنون

آدرس وبلاگ قبلی اینجاست که بمحض دردسترس بودن صفحه مدیریت اطلاع رسانی خواهد شد .

کامتاليم

ندير يایين گونو قاشين قاباغـين

پريشان گورسنير باشين اياغـــين

يوخسا تازالانيب سينه ده داغين

ندير باشينداکی دومان کامتاليم

ندير بو قار ياغیش بُوران کامتاليم

سنين کـی زيرونه دومان اوجالير

منيم ده کونـلومو غم کدر آلير

اورگيـم کنديمنن نگران قالير

خياليما دوشور گمان کامتالیم

ندير باشينداکی دومان کامتاليم

ندن رنگ وئريرسن ، سن رنگ آليرسان

رنگين دوتولاندا گاه قاراليرسان

قيزيلا بنزييب گاه ساراليرسان

تئز تئز تازا حالا قالان کامتاليم

منی حالدان حالا سالان کامتاليم

( شعر : با دستکاری خودم ، از شعر عینالی شهرک

چهارشنبه ۹ سپتامبر ۲۰۰۹

شب قدر

حادثه ناگوار در سه راهی گرگر


برای اطلاع کامل از حادثه بی اینجا مراجعه فرمایید

پنجشنبه ۳ سپتامبر ۲۰۰۹

کیامکی از دید یک کوه نورد

کیامکی داغ


اين قله به ارتفاع 3347 متر از سطح دريا يكي از قلل زيبا و سرسبز كنار رودخانه مرزي ارس ميباشد و در گويش محلي به كمچي داغ شهرت دارد . كيامكي داغ در منطقه ارسباران و روي سلسله كوه قره داغ واقع شده و 220 كيلومتر طول و بين 30 تا 65 كيلومتر عرض دارد . اين سلسله جبال از كوههاي آرارات در غرب شروع و تا كوههاي طالش در شرق منطقه آذربايجان ادامه دارد . دامنه هاي شمالي اين ناحيه پوشيده از جنگل و مراتع سرسبز بوده و دامنه هاي جنوبي آن را مراتع و چمنزارها تشكيل مي دهند كه ييلاق ايلات و عشاير جلگه مغان مي باشد . در شمال آن رود ارس كه پر آب ترين رودخانه در آذربايجان محسوب مي شود از كوههاي مين گول داغ ( هزار بركه ) كشور تركيه سرچشمه گرفته و پس از طي مسافتي حدود 460 كيلومتر مرز بين ايران و ارمنستان و جمهوري آذربايجان به درياي خزر مي ريزد . طول آن حدود 1072 كيلومتر بوده و از غرب به شرق جريان دارد .
صعود به كيامكي داغ معمولاً از روستاي داران از توابع علمدار گرگر انجام ميگيرد . روستاي داران از 500 خانوار تشكيل شده و اهالي آن به دامپروري و كشاورزي و باغداري اشتغال داشته و عده اي نيز از گمرك جلفا و ادارات دیگر و مشاغل آزاد امرار معاش مي كنند . روستاي فوق داراي دبستان و مدرسه راهنمائي و همچنين آب لوله كشي و حمام درمانگاه و مخابرات مي باشد .
از محصولات عمده كشاورزي آن مي توان زرد آلو ، سيب ، گردو و بادام را نام برد و همچنین تولیدات لبنی و عسل آن بی نظیر است . بهترين زمان براي اجراي برنامه اواخر ارديبهشت تا پايان خرداد ماه مي باشد اين منطقه جزو مناطق حفاظت شده محسوب مي شود و در آن انواع حيوانات از قبيل خرگوش ، روباه ، آهو و از پرندگان كبك و بلدرچين به چشم مي خورد .
براي رسيدن به روستاي داران ابتدا بايد از ترمينال تبريز به علمدار گرگر رفت و سپس عازم روستاي داران شد . فاصله علمدار گرگر ( هاديشهر ) از تبريز 110 كيلومتر بوده و نوع جاده آن آسفالت مي باشد . پيمودن اين مسير دو ساعت وقت احتياج خواهد داشت . روستاي داران در جانب شرق علمدار گرگر واقع گرديده وجاده اي آسفالته بطول 20 كيلومتر اين دو را به همديگر متصل مي نمايد . ميني بوسها اين مسير را نيم ساعته طي مي كنند . ( در صورت عدم دسترسي به ميني بوس مي توان از ماشينهاي سواري با توجه به بالا بودن نرخ كرايه تا رسيدن به مبدا صعود استفاده نمود . ) به هر حال از عملدار گرگر بسوي داران حركت مي كنيم و پس از گذر از ورودی راه روستاهاي قشلاق و ارسي و مسافتي در حدود 20 كيلومتر در جاده اصلي منتهي به خروانق به يك دو راهي خواهيم رسيد كه در سمت راست آن روستاي داران مشخص گرديده و ما پس از پيمودن 5 كيلومتر ديگر به مبدا صعود خواهيم رسيد .

بعد از رسيدن به مبدا صعود راهپيمائي ما در جهت جنوب و به طرف دره اي كه در فاصله دو ساعتي آن چشمه اي بسيار زيبا با آبي بسيار سالم و گوارا وجود دارد خواهد بود . در اين مكان كانال آبي توسط جهاد سازندگي براي آبياري باغهاي روستا كشيده شده است و بهترين محل براي كمپ خواهد بود . در صورت تمايل مي توان شب را در روستاي داران سپري نموده و صبح زود سبكبال و فارغ عازم قله گرديد . پيمودن فاصله بين روستا تا قله بطور متوسط 5 الي 6 ساعت وقت احتياج خواهد داشت . از محل چشمه مسير حركت كماكان در طول دوره و در منتهي اليه آن در جهت شرق ادامه مي يابد و ما بعد از 4 ساعت كوهپيمائي به قله كمچي داغ صعود مي نمائيم . اين مسير ، مسير كوهپيمائي در فصل تابستان خواهد بود و داراي دو مزيت است . اولاً تا نزديكي قله به آب دسترسي خواهيم داشت . ثانياً از شيب فوق العاده يالهاي شمالي قله به نحو چشمگيري كاسته خواهد شد . اما براي صعود زمستاني بهتر است يكي از بالهاي شمالي قله انتخاب شود . از روي قله مي توان شهر جلفا در غرب ، آسياب خرابه و روستاي داران در شمال و كوهستان عظيم و صخره اي كنتال در شرق ، امتداد رود ارس از غرب تا شرق و بعضي از آباديهاي جمهوري آذربايجان را به وضوح تماشا كرد . مسير بازگشت از قله سه ساعت بطول خواهد انجاميد .

بازديد از آسياب خرابه كه از دلپذيرترين مناظر كشور عزيزمان است ، خالي از صفا نخواهد بود . آسياب خرابه در جانب شمال شرقي روستاي داران قرار گرفته و فاصله آن از روستاي داران بطور متوسط دو ساعت است . جاده اي مالرو روستاي داران را به آسياب خرابه متصل مي كند كه ادامه آن به پاسگاه مرزي منجن آباد مي رسد . لازم به تذكر است كه از قبل بايد ماشين دربستي براي بازگشت به علمدار گرگر تهيه كرده باشيم و درضمن در صورت مراجعت به تهران را رزرو كنيم . با اين پيش بيني در يك برنامه دو روزه مي توان از تهران قله كيامك داغ را صعود كرد و از آسياب خرابه نيز ديدار به عمل آورد .

كوهنوردان آذربايجان جهت اجراي اين برنامه يك روز با وسيله نقليه شخصي و بسيار فشرده و 5/1 الي دو روز با وسايل نقليه عمومي را در نظر خواهند گرفت .

آبشار آسياب يكي‌ از زيباترين‌ نقاط ديار‌ آذربايجان پيرامون‌ شهر جلفا است‌ كه‌ به‌ علت‌ بقاياي‌ ويرانه‌هاي‌ يك‌ آسياب‌ آبي‌، به‌ اين‌ نام‌ مشهور شده‌ است‌. در اين‌ منطقه‌ چشمه‌اي‌ وجود دارد كه‌ آب‌ آن‌ از كوه‌ كيامكي‌ تامين‌ مي‌شود. در كنار اين‌ چشمه‌ درختان‌ زيادي از جمله انجير روييده‌اند. آب‌ پس‌ از تبديل‌ به‌ آبشاري‌ بسيار زيبا به‌ ارتفاع‌ حدود 10 متر به‌ يك‌ جويبار در ته‌ دره‌ مي‌پيوندد. در سمت‌ راست‌ ته‌ دره‌ آبشارهاي‌ فراواني‌ به وجود آمده‌ و تمام‌ سطح‌ ديواره‌ها از خزه‌ و گياهان‌ آبزي‌ پوشيده‌ شده‌ است‌. صدها آبشار كوچك‌ و بزرگ‌ و صداي‌ يكنواخت‌ ريزش‌ آب‌، چشم‌انداز بديع‌ و هواي‌ خنك‌ از عناصر جذاب‌ و دلپذير اين‌ آبشار است .

سه‌شنبه ۲۵ اوت ۲۰۰۹

آب هادیشهر - جلفا


مشکل کمبود آب آشامیدنی هادیشهر – جلفا بر طرف می شود .

همشهری 3 شهریور 1388

مدیر آب و فاضلاب هادیشهر – جلفا خبر داد : با حفر و تجهیز سه حلقه چاه مشکل کبود آب آشامیدنی هادیشهر – جلفا بر طرف شد . به گزارش روابط عمومی شرکت آب و فاضلاب آذربایجان شرقی ، محمد هادی در خصوص بهره برداری از 3 حلقه چاه در هادیشهر گفت : به منظور افزایش دبی آب مصرفی شهروندان اقدام به حفر سه حلقه چاه در سازند های سخت کوهای قره گوز – نشان داغی شد که از این تعداد دو حلقه تجهیز و وارد مدار بهره برداری شده است . وی ادامه داد : یک حلقه دیگر از این حلقه ها که چاه به جای چاه بود و نیاز به کف شکنی و تکمیل عملیات داشت تجهیز و وارد مدار بهره برداری شد . مدیر امور آب و فاضلاب هادیشهر – جلفا اضافه کرد : میزان آبدهی این چاه ها جمعاً 70 لیتر در ثانیه بوده و بالغ بر 4 هزار و 900میلیون ریال هزینه شده است . وی افزود : برای اجرای خطوط انتقال آب چاهها از لوله های آزبست سیمانی و داکتیل با سایز های 150 تا 300 میلی متر استفاده شده که جمعاً به طول 5 کیلومتر بوده و جمع اعتبارات هزینه شده بالغ بر 3هزارو 895 میلیون ریال است .

----------------------

پینوشت : ضمن تشکر از مسئولین و کارکنان زحمت کش آب و فاضل آب به خاطر بهبود نسبی جریان آب آشامیدنی در نقاط مختلف شهر که بنظر میرسد امسال از این بابت مشکلات کمتری را متوجه همشهریان نموده وتقریباً نسبت به گذشته در شرایط خیلی بهتری قرار داشته است .
از مسئولین آب و فاضل آب هم تقاضا میشود شرایط را خوب در نظر بگیرند و برای طولانی مدت برنامه ریزی نمایند چه همه در جریان هستیم که بخاطر موقعیت منطقه و افزایش جمعیت و در نتیجه افزایش آب مصرفی در آینده ای نزدیک با مشکلاتی در این زمینه مواجه خواهیم شد . بخصوص کشاورزان و باغداران ، پس در انتقال آب از رودخانه ارس به حوزه آبریز هادیشهر برای افزایش آبهای زیر زمینی هرچه زودتر اقدام نمایند تا در آینده با بحران کبود آب مواجه نشویم . انتقال آب از رودخانه ارس این نعمت بزرگ خدادادی به هادیشهر با امکانات امروزی کار چندان مشکلی نیست و هزینه چندانی ندارد .

پنجشنبه ۲۰ اوت ۲۰۰۹

بازار روز هادیشهر


نزدیک به یک سال است که بازار روزهادیشهر در محلی مناسب و زیبا فعالیت خود را آغاز نموده است و با استقبال گرمی که از آن شده ، روز بروز بر رونق آن افزوده می شود . این بازار احیای بازار ورز قدیمی میباشد که در دو قسمت ، جنوبی شهر ( گرگر ) در روزهای جمعه و در قسمت شمالی ( علمدار ) در روزهای شنبه بر پا می شده و مردم مایحتاج خود را در آن روزگاران که اغلب تولیدات محلی بوده ، از این بازار ها خریداری می کردند . در روزگار نه چندان دور ، علاوه بر بازار های روز علمدار و گرگر بازار های دیگری نیز در منطقه بودند که از رونق بیشتری برخوردار بودند که میتوان از بازار شجاع در در روزهای یکشنبه و بازار روز داران در روزهای جهارشنبه و وبازار سیه سران ولیوارجان روزهای پنجشنبه میتوان نام برد .


بازار روز هادیشهر امروزه یاد و خاطره آن بازار های بیاد ماندنی را زنده میکند گرچه آن بازار ها حال و هوای دیگری داشت و لطف و صفای دیگر که امروزه از آنانی که عمری را سپری کرده اند از آن بازار ها پرسیده شود هر کدام با کوله باری از خاطرات شیرین از آنها یاد میکنند . باشد که این بازار نمادی باشد از آنهمه خاطره خوش برای ریش سفیدان شهرمان .


در ضمن لازم بیاد آوری است که تقریباً از اواخر پاییز 1387 بازار روز هادیشهر ، در قسمت جنوبی (گرگر) ،در محل زیبایی بنام اَممَند شروع بکار کرده ولی بعلت دوری از شهر ، اکنون به محل پارک بازی کودکان - جنب استادیوم تختی هادیشهر مقابل دبیرستان مطهریانتقال یافته و روزهای پنجشنبه هرهفته در این مکان دایر است . این بازار بخاطرعرضه محصولات متنوع محلی از محصولات دشت گوردیان و انجیر دوزال و کردشت تا وسایل متنوع خانکی از مناطق دور و نزدیک ، از رونق بیشتری برخوردار است .

شنبه ۱ اوت ۲۰۰۹

گرگرین وصفینده


شعر زیبایی در مورد گرگر - از وبلاگ آقای عباد الله کفیلی گرگری سخن نو


گرگرین وصفینده

ای گرگر ای منیم آنا وطنیم / دوغما یوردوم عزیز اویم مسکنیم

آخار سرین زلال سولارون سنین / داغلارون داغیدار انسانین غمین

بهار فصلی گور مه لی دی داغلارون / گل چیچکدی سوملیدی باغلارون

گرگر سنین خائن لرین قرل سین / لیل لنن سویون تیز لیقدا دورولسون

توکولسون داشلاردان آخ سین چوللره / صفا ویر سین چمن لره گللره

انسانا روح وریر باخاندا چوله / قوشلار گویدن گلو ب یننده گـُــله

قوش آلار آخدیقی سولارون سسین / اودا باشلار اوز آوازون نغمه سین

بهار فصلی طبیعتین گل بزر / داغلاروندا آهو و جیران گزر

گلر کهلیک لرین آخمادان* سسی / چاتار قولاقلارا قوشلار نغمه سی

بیر چوپانون یانار اودی نشاندا* / او بیر سی یاندیرار اود آغاجاندا*

فرهاددان* باخاندا کفشنه ساری / ایله بیل که چخب پتکدن آری

داوار لار سوروسی یایلانار چوله / کـَل جامیش دسته سی گیرللر گوله

هر دره نین هر بیر داشون وار آدی / داش چشمه دی بیر آز ین سن فرهادی*

پالچوخلی* ، هاچا داش* ،شیر علی* یوردی / ایلانی چوخدی ، وار پلنگی گوردی

اگر کرم چشمه* سیندن سو ایچسن / مشهد حسینون آغاج لقوندان* گچسن

نرمان بیک* ملکی دی ابدال* دان اوسته / اوچار کهلیک ، گورچین دسته دسته

لطفی آغاج لیقی* اوزی گوزلدی / گوزل لیقدا قالا جیقدان* ازلدی

داغلارون تک گـُرورم آدون اوجالسون / خوش یاشاسین اهلین چتین قوجالسون

ایدر کفیلی * افتخار آدوننان / چیخاتماز هیچ زمان سنی یادوننان

گرگر سوزون عاشیق حبیب سازوندا / دییب مین اوچ یوز یتمیشین یازوندا

پی نوشت : *اسامی مناطق مختلف در کوهستان گرگر

*آقای کفیلی - عبادالله کفیلی گرگری معلم در تهران و شاعر اشعار بالا

جمعه ۳۱ ژوئیهٔ ۲۰۰۹

خاطرات آقای شاپوری و چند خبر دیگر از هادیشهر


وبلاگ تاریخی پر محتوای آقای شاپوری که گویای تاریخ صد سال اخیر منطقه بویژه تاریخ هادیشر میباشد ، با استناد به مدارک تاریخی معتبر ، ایجاد گردید این وبلاگ دارای مطالب جالب و تصاویر دیدنی از جریانات صدتا صد و پنجاه سال اخیر را بازگو مینماید . این کار استاد بزرگوار شاپوری را ارج می نهیم و برایشان طول عمر با عزت و عظمت آرزو مینماییم .

ادرس وبلاگ بیاد مانده های یک معلم بازنشسته

باخبر شدیم دو تا از بانک های هادیشهر جنوبی اقدام به نصب خود پرداز نموده اند و موجبات آسایش اهالی بویژه بازنشستگان و .. فراهم نموده اند و در این زمینه آقای خدایی رییس بانک ملی ایران و پرسنل زحمت کش بانک ملی زحمات زیادی متحمل شده اند که از همه عزیزان تشکر و قدر دانی مینماییم .

لکه گیری و اسفالت خیابانهای هادیشهر ادامه دارد و شورای محترم هادیشهر ئ پرسنل زحمت کش شهرداری هادیشر در این زمینه و در آبیاری درختان هاشیه خیابان ها و نظافت شهر تلاش وافری بعمل می آورند . امیدواریم میوه فروشهای هاشیه خیابانها و مغازه داران محترم شهرمان نیز در تمیز نگهداشتن شهرمان کوشا باشند و از سد معبر و ریختن زباله در جوی های آب جداً خوداری نمایند .

هفته بازار هادیشهر که روزهای پنجشنبه هر هفته در جنب استادیوم تختی هادیشهر ( جدیداً به این مکان منتقل شده است ) پر رونقتر از همیشه در این مکان با صفا بر پا میشود . اجناس این بازار از نقاط مختلف آذربایجان و تولیدات محلی ، ارزانتر از همه جا بیشتر از تولید به مصرف عرضه میشود .

شنبه ۱۸ ژوئیهٔ ۲۰۰۹

تبریک عید مبعث

دوشنبه ۱۵ ژوئن ۲۰۰۹

موفقیت بین المللی یک همشهری محقق



باخبر شدیم دوست و همشهری عزیزمان آقای مهندس علی فتحعلیزاده بخاطر ارایه مقاله ای در سمپوزیوم بین المللی وان لوح تقدیر دریافت نموده اند . این موفقیت را به ایشان و همه همشهریان عزیز تبریک عرض مینماییم لازم به توضیح است که آقای مهندس فتحعلیزاده مقالات مفید زیادی از جمله تحقیقی راجع به کؤل تپه و نقد کتاب علمدار شهر جاوید و قانون و ....که در آرشیو وبلاگ شهرستان جلفا موجود میباشد نوشته اند که مورد توجه بسیاری از علاقه مندان در منطقه و سراسر جهان فرار گرفته است ضمناً لازم بیاد آوری است که ایشان در حال تالیف کتابی در مورد منطقه خودمان هستند که بزودی چاپ و منتشر خواهند نمود .

یکشنبه ۷ ژوئن ۲۰۰۹

مناظری از اطراف هادیشهر

چهارشنبه ۲۷ مهٔ ۲۰۰۹

در گذشت یک استاد


مهندس یوسف مسعودی فر متولد 1332 هادیشهر ( گرگر ) استان آذربایجان شرقی بود که از سال 1370 در گروه جغرافیا و برنامه ریزی شهری دانشگاه تبریز فعالیت داشت .
وی مدرک کارشناسی خود را در سال 1985 از مرکز مطالعات خاورمیانه دانشگاه ایالتی پرتلند در رشته جامعه شناسی اخذ کرده و در سال 1991 موفق به دریافت کارشناسی ارشد برنامه ریزی شهری از دانشگاه ایالتی پرتلند شده بود .
ارایه دو مقاله علمی پژوهشی و اجرای چهار طرح هادی روستایی و شهری از جمله فعالیتهای وی بشمار می رود . وی همچنین در چهار کنفرانس بین المللی و ملی و سمینارهای شهر ها و مردم دانشگاه تبریز عضو هیئت اجرائی و مسئول مستقیم بود .
مسعودی فر همچنین عضو ارشد کمسیونها و کمیته های شهرداری های منطقه تبریز بود و در کمیته زیبا سازی و مبلمان شهری نظریه پرداز فعالی بود . طرح بحث حرکت پیاده در شهر و جنبش دوچرخه در حمل و نقل شهری در جامعه دانشگاهی از ایده های وی میباشد .
این استاد بزرگ و فعال در تاریخ 18 / 2 / 1388 در اثر بیماری سرطان دار فانی را وداع گفت و در موطن خود هادیشهر بخاک سپرده شد . روحش شاد

سفرنامه اگوست بن تان


در کتاب تاریخ مرند و جلفا از سفرنامه اگوست بن تان مطلبی درج شده است که نصویری از منطقه در آنروزگاران بنمایش میگذارد اگوست بن تان مینویسد :
ابتدا از منطقه ای سنگلاخ و ناهموار که اثری از جاده در آن وجود نداشت عبور کردم سپس از رود کوچک نخجوان چای گذشتم ، کمی دور تر خرابه های پل عظیمی به چشم میخورد و در آن سوی رودخانه زمین پست و بلند بود . از سمت راست ارس راه می پیمودیم و از شهر کوچک و بی اهمیت جلفا عبور کردم . با کشتی بسیار بدی از رودخانه ی ارس گذشتم ، اسبها را باشلاق وادار کردند شنا کنان از آب رودخانه که عریض و سریع است بگذرند . عبور ما یک ساعت به تاخیر افتاد چون طوفان شدیدی شروع شد که در یک لحظه خاک سیاه و شور مزه ای به سر و صورت ما ریخت و چون هیچ خانه ای در آن حوالی نبود از روی اجبار به کلبه محقری که مقر ملاحان بود پناه بردیم . اهالی می گفتند اینگونه طوفانها زیاد اتفاق می افتد و از جنوب شرقی می وزد .
دو فرسنگ دورتر از رودخانه ( از تعریف اگوست بن تان و دیگر عابران ، حتی سفرنامه شاهان قاچار هم چنین معلوم میشود که جلفای امروزی جدید التاسیس است و در آن روزگاران وجود نداشته ) دهکده فقیر سوجا ( شجاع ) قرار داشت که در پای تپه های ماسه ای و خشکی ساخته شده بود . کمی بعد به دشت حاصلخیز چرچر ( گرگر ) رسیدیم . دهکده علمدار در بن دشت واقع شده بود و مردم آن بسیار متواضع و مهربان بودند و با خوشرویی از من پذیرایی کردند . می خواستم همان شب به طرف تبریز رهسپار شوم ولی شاهزاده پیام فرستاد که روز یازدهم منتظر من خواهد بود و برنامه طوری تنظیم شده بود که روز دهم را در مرند استراحت کنم.

شنبه ۲۳ مهٔ ۲۰۰۹

پرفسور حمزه گنجی


در این پست شما را با استاد بزر گـــــــــــواری آشنا میکنم که در دوران دبیرستان دبیر ریاضی اینجانب بودند و امروزوجودشان افتخاری است برای منطقه . برایشان از خداوند بزرگ طول عمر با عزت و پر برکت آرزو مینمایم
دکتر حمزه گنجی به سال 1321 شمسی در هادیشهر (گرگر) بخش مرکزی شهرستان جلفا دیده به جهان گشود . تحصیلات ابتدائی و متوسطه را در زادگاه خود و تبریز به پایان رســــــــاند . در سال 1340 کار معلمی را آغاز کرد . همراه با کار ، به تحصیلات دانشــــــــگاهی پرداخت . مدرک لیسانس را به سال 1348از دانشگاه تبریز و مدرک فوق لیسانس را به سال 1351 از دانشگاه تهران اخذ نمود . برای ادامه تـــــــــحصیل به کشور فرانسه رفت . دکترای روان شناسی را به سال 1353 (1974 ) از دانشگاه پل والری شهر مونت پلیه در یافت کرد . پس از مراجـــعت به ایران ، به دانشگاه ابوریحان بیرونی منتقل شد . درجات استـــاد یاری و دانشیاری را پشت سر گذاشت و در تاریخ 29/8/1373 با داشتن دوازده عنوان کتاب و بیست و چهار عنوان مقاله به درجه استادی رسید . به تاریخ 15/11/1373 باز نشسته شد . تعداد تالیفات ایشان متجاوز از بیست و دو عنوان کتاب و سی عنوان مقاله است .
از کتاب روانشناسی عمومی استاد خاطره ای را در اینجا می آورم و آرزو میکنم زندگی استاد سر مشقی باشد برای جوانان این شهرستان . جوانان عزیزبدانند که با داشتن حد اقل امکانات نیز میشود گامهای بزرگی در زندگی برداشت .
( نیتین هارا مقصدین اؤرا ) یا این شعر که :

همت بلند دار که مردان روزگار با همت بلند بجائی رسیده اند

خاطره ای از استاد :

یادم می آید وقتی یک کودک دبستانی بودم ، عــــــادت داشتم اول شب بخوابم . به مادرم سفارش میکردم که صبح زود مرا بیدار کند تا به درس و مشقم برسم . او به عهد خود وفا می کرد اما من تصور میکردم که هنوز پاسی از شب نگذشته است . از او اصرار ، از من انکار تا این که به زبان آذری می گفت : (( یوخی ، یوخی گتیرر )) ، یعنی خواب ، خـــــواب می آورد . من هم به اجبار می پذیرفتم که که خواب ، خواب می آورد ، پا می شدم و مشقهایم را می نوشتم .
بزرگ شدم ، شنیدم ((پول ، پول می آورد )) ، یعنی برای پولـــدار شدن باید پول داشت و برای سرمایه دار شدن باید سرمایه داشت . این یکی را نیز پذیرفتم ، اما نتوانستم به کار ببرم ، چون نه پول داشتم و نه ســرمایه ، در نتیجه نه پولدار شدم و نه سرمایه دار .
وقتی با روانشناسی آشنا شدم ، فهمیدم که یاد گیری ، یادگیری مـــی آورد . یعنی برای یادگیری بیشتر باید بیشتر یاد گرفت . آری دانشـــجوی عزیز ،

یادگیری ، یادگیری می آورد

منبع : کتاب روان شناسی عمومی استاد گنجی

پنجشنبه ۲۱ مهٔ ۲۰۰۹

پیاده روی بزرگ خانواده های هادیشهری

پنجشنبه ۱۴ مهٔ ۲۰۰۹

قدرت الله عاقلي هنرمند وجسمه ساز

قدرت الله عاقلي گرگری متولد 1347 جلفا ( هادیشهر ) مي‌باشد.
وي از سال 1360 با شرکت در کلاس‌هاي آزاد هنرستان ميرک تبريز، فعاليت هنري خود را آغاز کرد و سپس به مرکز هنرهاي تجسمي حوزه انديشه و هنر وارد شد و از محضر استادان پيشکسوت اين رشته و از نقاشان و مجسمه سازان مکتب سقاخانه بهره برد.
اين هنرمند تا کنون 20 نمايشگاه انفرادي و در 47 نمايشگاه و بينال‌هاي گروهي و اکسپوهاي هنري در ايران، مراکش، انگليس، اوکراين، آلمان، فرانسه و قطر شرکت کرده است.
طراحي و ساخت 43 اثر حجمي مونومان شهري و نقش برجسته در ميادين و مراکز عمومي موزه‌ها و نيز ساخت وسايل فني و تکنيکي سينمايي و تئاتر بر عهده داشته است.
مجموعه ريشه يابي نقوش گليم، مجموعه نقوش اسلامي، مقاله مجسمه‌هاي آهني، جنگ در آينه کاريکاتور و نيز مشارکت در تحقيق 50 سال هنر معاصر ايران، تاليف کتاب صد سال مجسمه سازي نوين و مجموعه آثار حجمي و نقش برجسته خطوط دوره اسلامي (از حجم تا ليلي ) و مجموعه آثار چاپ دستي با موضوع سي نقش سي غزل از مولانا از جمله آثار تحقيقي و تاليفي اوست

این هنرمند هادیشهری در سال 1387 نیز نمایشگاهی با عنوان " شمس و پرنده " در نگار خانه
ممیز خانه ی هنرمندان ایران بر گزار نمود .
به گزارش سايت خبري خانه‌ي هنرمندان ايراندر زمان برپایی نمایشگاه ، قدرت‌الله عاقلي گرگری درباره مجموعه «شمس و پرنده» گفت: کار بر روی مجموعه «شمس و پرنده» را از دو سال پيش با تامل بر اشعار ديوان شمس و مثنوي معنوي مولانا آغاز کردم.
مولانا درهر دو اثر خود نگاهي آسماني- زميني به پرنده دارد و پرنده در اشعار مولانا استعاره‌اي از انسان است. اين نگاه براي من جالب بود و جذب ايده پرنده در اشعار مولانا شدم.
به عنوان مجسمه ساز از اشعار مولانا تاثير گرفتم و با تامل بر مفاهيم اشعار به کار پرداختم.
از سوي ديگر فيزيک پرنده و حرکات اين موجود و قابليتش براي تبديل شدن به حجم و خاصيت تجسمي و مفهومي که در پرنده وجود دارد مرا به ارايه مفاهيم مولانا از طريق مجسمه مصمم تر کرد.
مجسمه‌هاي قبلي ام متاثر از معماري، خطوط و نقوش هنر ايراني- اسلامي بود و در آن مجسمه‌ها در جستجوي عظمت و شکوه هنر ايراني- اسلامي بودم. ولي در مجموعه حاضر بيشتر در جستجوي مفاهيم و انديشه‌هاي عرفاني فرهنگ ايراني- اسلامي که در اشعار مولانا وجود دارد بودم و در اين راستا حرکت کردم.
عاقلي در پايان گفت: تمام تلاش‌هاي ما در هنر براي رسيدن به خلوص است و فکر مي کنم با کار بر اين مجموعه که ريشه در فرهنگ و مذهب ما دارد به خلوص حقيقي‌ کمي نزديکتر شده‌ام.
برای آشنایی بیشتر با این هنرمند به وبسایت انگلیسی او ( اینجا ) و وبسایت فارسی ایشان ( اینجا ) مراجعه فرمایید
در ضمن اگر هنرمندان دیگری را هم شما میشناسید به اینجانب در قسمت نظرات اطلاع دهید موفقیت تمام همشهریان عزیز را از درگاه یکتای بی همتا خواهانم
--------------------------
پینوشت:تصاویری از نمایشگاه عرضه مستقیم کالا ازسراسر استانها اینجا

یکشنبه ۱۰ مهٔ ۲۰۰۹

داریوش پیرنیاکان


داریوش پیرنیاکان

داریوش پیر نیاکان، (متولد ۱۳۳۴)، نوازنده تار، سه‌تار و پژوهشگر موسیقی می‌باشد.
زندگی‌نامه
داریوش پیرنیاکان به سال 1334 در بخش گرگر (هادیشهر فعلی از شهرستان جلفا ) از توابع آذربایجان شرقی متولد شد. وی نزد محمد حسن عذاری و علی اکبر شهنازی به فراگیری تار پرداخت و مدتی از آموزش‌های مرکز حفظ و اشاعه موسیقی و دانشکده هنرهای زیبا بهره برد. پيرنياكان استاد دانشگاه تهران، عضو هیأت مدیره خانه موسیقی و سرپرست گروه شهنازي می‌باشد و هم‌اینک در کانون فرهنگی عارف و آموزشگاه چاووش به تدریس تار و سه‌تار مشغول است. وی به برگزاری کنسرت‌ها و آثار موسیقایی متعددی به همراهی محمدرضا شجریان همت گماشت. پيرنياكان در نوازندگی تار از شیوه فاخر علی اکبر شهنازی بهره می‌جوید اما در نوانس، صدادهی و رنگ‌آمیزی صوتی به تجربیاتی نو دست یافته‌است. او همچنین نت نگاری ردیف میرزا حسینقلی را به روایت علی‌اکبر شهنازی انجام داده و توسط موسسه فرهنگی هنری ماهور به چاپ رسانیده است. مجموعه قطعاتي از ساخته هاي پيرنياكان نيز با نام جلوه يار توسط همين موسسه منتشر شده است.
آثار
آسمان عشق، به همراهي محمد رضا شجريان
سرو چمان، به همراهی آواز محمدرضا شجریان
پیام نسیم، به همراهی آواز محمدرضا شجریان
دل مجنون، به همراهی آواز محمدرضا شجریان
ياد ايام، همراه با محمدرضا شجريان
رسواي دل، همراه با محمد رضا شجريان
آرام جان، همراه با محمدرضا شجريان
آسمان، به همراهی آواز حمیدرضا نوربخش و گروه شهنازي
منبع : ویکی پدیا

شنبه ۹ مهٔ ۲۰۰۹

لالایی ها


لای لا لار
با تشکر از فصل نامه گندم
لالایی نخستین پیمان آهنگینی و شاعرانه ای است که میان مادر و کودک سته میشود . رشته ایست ، نامرعی که از لب های مادر تا گوش های کودک را می پوید و تاثیر جادویی آن خواب ژرف و آرامی است که کودک را فرامی گیرد .
رشته ای که حامل آرمان ها و آرزو های صادقانه و بی وسواس مادر است و تکان های گاهواره بر آن رنگی از توازن و تکرار می زند و این آرزو ها آن چنان بی تشویش و ساده بیان می شوند که ذهن شنونده در این که آنها آرزو هستند یا واقعیت ، بی تصمیم و سرکردان می ماند ، انگاری که مادر با تمامی قلبشمی خواهد که بشود و می شود .
لالایی ها از جمله ادبیات شفاهی هر سرزمینی است ، چرا که هیچ مادری آن هارا از روی نوشته نمی خواند و همه مادران بی آن که بدانند از کجا و چگونه ، آن ها را میدانند .
اما شعر لالایی از آن مادر است ، زیرا مادر با خواندن لالایی در حقیقت با کودک خود گفتگو میکند و همین قدر که کودک به او گوش میدهد برایش کافی است . به طور کلی لالایی هارا می توان به شیوه ی زیر دسته بندی کرد :
1 – لالایی هایی که مادر آرزو میکند کودکش تندرست بماند و اورا به مقدسات می سپارد
لای لای دئدیم اوجادان ، / اونوم چیخدی باجادان ،
سنی تانری ساخلاسین ، / چیچکدن ، قیزیلجادان ،
2 - لالایی هایی که مادر آرزو میکندکودکش به ثمر برسد
لالای دئدیم یاتینجا ، / گؤزلرم آی باتینجا ،
سایارام اولدوزلاری ، / سن حاصیلا چاتینجا ،
3 – لالایی هایی که مادر به مادر در آن ها به کودک میگوید که با وجود او دیگر بی کس و تنها نیست
لالای امگیم بالا ، / دوزوم چؤرگیم بالا ،
گؤزلرم بؤیویه سن ، / گؤروم کؤمگین بالا ،
4 - لالایی هایی که مادر آرزو می کند کودکش بزرگ شود و همسر بگیرد و او عروسیش را ببیند
لالاسی درین بالا ، / یوخوسو شیرین بالا ،
تانری دان عهدیم بودور ، / تویونو گوروم بالا
5 - لالایی هایی که مادر آرزو می کند هنگامی که کودک بزرگ شد قدر شناس زحمات او باشد
لالای ددییم آدیوا ، / تاری یتسون دادیوا ،
بویوک اولاسان بیرگون ، / منی سالاسان یادیوا
6 - لالایی هایی که مادر از بیخوابی کودک به تنگ می آید
لای لای دئدیم یاتنجا ، / گؤزلرم آی باتینجا ،
جانیم زینهارا گلدی ، / سن حاصیلا چاتینجا
7 – در دسته دیگر از لالایی ها مادر افزون بر آن که کودک را با کلام ، ناز و نوازش می کند ، لالایی را بنام او مُهر ( بنام کودک ) می زند
لالای ددیم آدینا ، / حاق یئتیشسین دادینا .
هر لالای ائشیدنده ، / " آیدا " دوشر یادیما
شاید مادران جوان امروزی با تاثیر معجزه آسای این کلمات زیاد آشنا نباشند پس امتحانش ضرری ندارد

سه‌شنبه ۵ مهٔ ۲۰۰۹

حماسه دلیران ور مزیار


حماسه دلیران ور مزیار
این رخداد تاریخی را چند سال پیش در یک مجلس مهمانی از گفتگوی آقای حبیب الله شاپوری و آقای ابدالی بیاد دارم و گویا فرمان فتحعلی شاه که به مهر و امضای ایشان هم مزین بوده پیش بزرگ خاندان ابدالی ها نگهداری می شده و گویا آنرا رویت هم کرده بودند . ( در اینجا لازم میدانم بگویم که چقدر جای یک موزه در این منطقه تاریخی خالی است . )
در جریان دوره دوم جنگ های ایران و روس ، بعد از انتخاب باسگوویج آن سردار با هوش و با تجربه به فرماندهی سپاه روس تزاری ، سپاه ایران در دو نقطه اصلاندوز و نخجوان متحمل شکستی سخت گردید به طوری که در جبهه اصلاندوز در اثر پاتک روسها آن چنان سر در گم شدند که تا تبریز نتوانستند سپاه را جمع آوری و سازماندهی نمایند .
اما در جبهه نخجوان بعد از حمله و پاتک سپاه روس به فرماندهی باسگوویج و عقب نشینی سپاه ایران ، حرمسرای سپاه و سرداران ایرانی در قلعه عباس آباد باقی ماندند ، و این خبر خشم شاه ( فتحعلی شاه ) را بر انگیخت . ( با عنایت به مدت زمان طولانی جنگهای آن زمان ، همسران سپاهیان نیز با آنان همراه میشدند و در اردو گاه میماندند .)
بعد از چندین بار شورا و طراحی نقشه آزاد سازی حرمسرای شاهی از دست روسها ، ششصد تن از دلیران ورمزیاری که همیشه به شجاعت و دلیری و جنگجوئی شهرت داشتند داوطلب اینکار شدند . آنها با حمله غافلگیرانه به قوای روسی حمله کرده ( شبیخون زدند . ) و آنها را عقب رانده و خود را به حرمسرا رسانده و کلیه زنان را از دست دشمنان آزاد نموده و با خود می آورند که در بین راه تعداد بیست نفر از زنان می میرند ولی بقه نفرات سالم تحویل سپاه ایران می گردد .
در مقابل این دلاوری و شجاعت دلیران ورمزیار ، فتحعلی شاه طی فرمانی این منطقه را که شامل شانزده آبادی می شده از جمله ویران باغ ، دودای ، کلید داغ ، گجلرات ، گلفرج و ..... از پرداخت مالیات معاف می دارد .
اگر از همشهریهای عزیز ورمزیاری اطلاعات بیشتری در این زمینه و در سایر موارد تاریخی دارند برای جمع آوری این اسناد تاریخی شفاهی اری نمایند .
منبع کتاب جلفا از دیر باز تاکنون ( با قدر دانی از زحمات آقای راعی و احمدی )

دوشنبه ۴ مهٔ ۲۰۰۹

سجاد ساجدی لیوارجانی یکی از خیرین منطقه


در این پست از بلاگ هادیشهر میخواهم یکی از خیرین والا مقامی را معرفی بکنم که علاوه بر کارهای مهم زیادی که در حق منطقه انجام داده ، زمین بیمارستان فعلی هادیشهر نیز از هدایای ایشان میباشد.
یکی از متعهد ترین و قدیمی ترین و فعالترین شخصیّت های علمی و پزشکی منطقه دکتر سجاد ساجدی لیوارجانی یگانه فرزند گرامی حاجی میر ستّار میر محمدی فرزند مرحوم سید علی آقا که لیوارجانی الاصل و مقیم تبریز بوده است ، میتوان نام برد . آقایان سید حسین آقا و سید علی آقا مقیم تبریز بودند و از تعظیم و تکریم اهالی تبریز برخوردار و به سادات تب بند شهرت داشتند در آن زمانها تب ِ نوبه در کشور بیداد می کرد مردم بچه های مبتلا به تب نوبه را بحضور ایشان می بردند و با اعتقاداتی که به این سادات داشتند از نامبردگان تقاضا می کردند تب آنها را ببندد آقایان از پنبه ای که قبلاً آماده داشتند در دست خود می ریشتند و پنبه را شکل نخ در آورده ببازوی مریض با ادعیّه خاص می بستند تا مریض شفا یابد . مردم در آن دوره که علم و آگاهی به حد امروزی نرسیده بود اعتقاد داشتند که با این کار بیمارشان شفا می یابد . و در مقابل این کار مردم هدایایی میدادند که از محل هدایای مردم ، در آمد کلانی هم عایدشان می شد در اوایل سلطنت رضا شاه گرچه یک عده از روحانیون قشری رفتن به مدرسه و یا قبول دفتر محضر داری و ازدواج و طلاق را تحریم می کردند ولی آقایان مزبور سردفتری و ازدواج و طلاق را قبول کرده و شاید در حال حاضر نیز ، نوه و نبیره آنان دفتر معاملات ثبتی و ازدواج و طلاق را هم در تبریز دارند موقع توزیع شناسنامه هر دو برادر شهرت میر محمدی اختیار کرده بودند . آقای سید حسین آقا فرزندان متعددی از جمله آقایان میر اسماعیل ، میر ابراهیم ، میر یحیی و میر محمد و .... داشت ولی آقای سید علی آقا گرگری گویا یک پسر بنام آقای میر ستار میر محمدی و آقای میر ستار هم یک پسر بنام میر سجّاد داشتند همین آقای میر سجاد که در ترکیه ویا احتمالاً آلمان به اخذ دکترای پزشکی موفق شده بود شهرت خود را به ساجدی تغییر داده بودند .
زمین بیمارستان را که به نام دو برادر آقایان سید علی وسید حسین به ثبت رسیده بود بمقدار دو دانگ از طرف ورّاث پدرش و عموی پدر به همین آقای دکتر ساجدی رایگان واگذار کرده بودند . و مرحوم دکتر ساجدی نیز همین زمین را برای احداث بیمارستان در اختیار وزارت بهداشت و درمان قرار دادند .ساختمان بیمارستان بر روی همین زمین اهدایی دکتر ساجدی ، احداث و روی همین اصل بیمارستان بنام ایشان نامگذاری شده است البته آقای دکتر ساجدی مدتی در بیمارستان امام خمینی تبریز مشغول طبابت بودند از هر گونه مساعدت در حق اهالی منطقه مضایقه نداشتند . ایشان را می توان از معاریف علمی و خیرین منطقه بشمار آورد . ایشان چند سال پیش قبل از افتتاح بیمارستان در اثر حادثه رانندگی بین جلفا – هادیشهر دار فانی را وداع گفتند . روحش شاد و قرین رحمت باد ، آمین .

جمعه ۱ مهٔ ۲۰۰۹

اولین خیابان علمدار ِ گرگر یک سند تاریخی


اولین خیابان علمدار ِ گرگر
روزنامه اطلاعات - شماره 12256 صفحه 9 تاریخ 29 / 1 / 1346
فرماندار مرند کلنگ زد

خبرنگار ما در گرگر ( در اینجا لازم میدانم بعرض برسانم ، آقای عزیز حسین نژاد گرگری در زمان مخابره این خبر ، تا دو سه سال پیش نمایندگی و خبرنگاری موسسه اطلاعات را در منطقه بعهده داشت . نویسنده وبلاگ ) می نویسد چند روز پیش آقای برومند فرماندار مرند به اتفاق آقای نبئی رئیس آموزش و پرورش آن شهر و آقای شایگان بخشدار جلفا وارد گرگر شد .
با ورود آقایان به گرگر اولین کلنگ ایجاد راه بین گرگر و علمدار بنام شاهنشاه آریامهر توسط آقای برومند به زمین زده شد . اهالی انتظار دارند راه شوسه تبریز – جلفا برگردانده شود و از علمدار – گرگر عبور کند . آقای برومند فرماندار مرند قول داد نسبت به رفع نقائص گرگر اقدام نماید .
و بدین ترتیب اولین خیابان هادیشهر که همانا خیابان امام خمینی ( ره ) امروزی میباشد ایجاد گردید . و بعد از آن روز بروز بر وسعت هادیشهر افزوده شد و خیابانهای متعددی در آن ایجادگردید امید است هرچه زودتر دومین خیابانی که به موازات خیابان امام (ره ) کشیده شده و قسمت شمالی آن آماده و مورد بهره برداری قرار گرفته ، قسمت جنوبی آن نیز به بهره برداری برسد .

پنجشنبه ۳۰ آوریل ۲۰۰۹

گرگر (اويکونيم- اورونيم) Gərgər قسمت دوم

چندي قبل كتاب بسيار باارزش مباني توپونيمي ونگاهي به توپونيمهاي ايران، نوشته همشهري گرانقدرم آقاي دكتر فيروز رفاهي علمداري كه توسط سازمان نقشه برداري كشورمنتشرشده است به من هديه شد كه دراين مقاله از آن بهره بسيار گرفته شده است،

مهندس علی فتحعلیزلده

درآن ، توپونيمي يكي از شاخه هاي جديد علم ، چنين توضيح داده شده است : در علم زبانشناسي ، آنوماستیک يا علم تبيين نظام نامگذاري ، موضوعي بسيار جالب وغني است . آنوماستيك درواقع مبحث عام بررسي اسامي است وبه اين موضوع ميپردازد كه اسامي انسان ، نام ؛ حيوانات ، گياهان و اشياء چگونه به وجود آمده اند؟ چه ضرورتي براي نامگذاري وجود داشته است ؟ قانونمندي هاي نام گذاري چگونه است ؟ و . . . .
از مباحث مهم وجدي آنوماستيك ((توپونيمي)) يا نام هاي جغرافيائي يعني شهرها، روستاها ، مناطق مسكوني ، كوه ها ، دره ها ، دشتها. . . . است . خلاصه نام هاي هرآنچه كه درارتباط با عوارض زمين ، خواه ساخته شد باشند خواه بطور طبيعي بوجود آمده باشد در توپونيمي قرار ميگيرد.
“توپونيمي” علمي است كه درفرآيند تبيين مباني نظري آن نبايد علوم ديگرهم چون جغرافيا، تاريخ ، جامعه شناسي ، مردم شناسي وقوم شناسي ، باستانشناسي و سايرعلوم مرتبط را به كناري نهاد. چه زيباست اين نظر زبان شناس نامدار” مورزايف ” كه مي گويد توپونيمي بدون جغرافيا بي مكان ، بدون زبان شناسي لال و بدون تاريخ بي هويت مي گردد .
درواقع هرنام جغرافيايي سه نوع ويژگي دارد: يكم ، مكان و موقعيت ، دوم پيشينة تاريخي و گذشته ، و سوم ساختار و مفهوم . به همين سبب توپونيمي علمي است كه درمركز سه راهي جغرافيا، تاريخ وزبان شناسي قرار گرفته است .
اینک قسمت دیگری از همین کتاب :

گرگر (اويکونيم- اورونيم) Gərgər
توپونيمين آذربايجانين آلبان - آران ولايتيندکی قديم قارقار طايفا آدينين قيسمن تحريف اولونموش واريانتنی اؤزونده عکس ائتديردييی ائحتيمال اولونور. ياشاييش منطقه سينه ايسه بو آد واختيله همين طايفا طرفيندن سالينميش و خاراباليغينين سون دؤورلره قدر قالماسی قئيد اولونموش قارقار آدلی مسکنين آدي ايله علاقه دار وئريلميشدير.
هله بيزيم ائرانين بيرينجی عصرينده ائسترابون قارقار طايفاسينين آدينی چکميش و اونلارين شيمالی قافقازدا ياشامالارينی قئيد ائتميشدی. ک. تروييئر 3-نجو عصر ده آلبانيادا قارقار دۆزﯙ آدلی يئرين مؤوجود اولدوغونو گؤسترميش ،س. تويئرئميان ايسه همين دۆزۆن ميل دۆزۆ اولماسی فيکرينی ايرلی سۆرمۆشدۆ. موعين قايناق لاردا قارقار طايفاسينين قديمده قاراباغ دۆزۆنده ده ياشامالاری و بونونلا علاقه دار همين دۆزۆن قارقار اؤلکه سی آدلانماسی فيکری ده قئيد ائديلميشدير.ائرمنی تاريخچيسی موسا خورنی(خورناتسی)يازيرکی، آلبانيادا قارقار آدلی اميرليق واردير.
اورتا عصرلرده قازاخيستاندا ،کئچن عصرده گۆرجۆستان و داغيستان، تۆرکمنيستاندا و ساير يئرلرده مؤوجود اولموش قارقار آدلی توپونيملر، شوبهه سيز کی، عينی آدلی قديم تۆرک طايفا آدی ايله باغلی يارانميشدير. م.ولييئف ده ايقيلابدان أوول آذربايجاندا قارقار آدلی ه اويکونيم و بير هيدرونيمين اولدوغونو گؤسترميشدير. حاضيردا آذربايجاندا بو طايفا آدينين ايلکين واريانتی يالنيز منبعينی قاراباغ سيلسيله سينين شيمال-شرق ياماجلارندان آلان قديم قارقارچای هيدرونيمينده موحافيظه اولونموشدور. ائرمنيستاندا آذربایجانليلارين سيخ ياشاديغی کندلردن بيری گرگر آدلانير. کندين قديم آدی قارقار اولوب، سونرالار تحريف اولوناراق گرگر فورماسينا دۆشوب.
جنوبی آذربايجاندا جولفا ياخينليغيندا گرگر کندی (ايندي بو کند علمدار کندينه بيرلشديررک هادیشهر آدلاندريليبدير.) ، گرگرداغ (چایپارا کندينده) و گرگر (داغی) اورونيملری (مياندواب)، کرکره ، کارکاراک ، قارقار،قرقر نصير، بابا قارقار و ..... همين آدين موحافيظه اولونماسينی گؤسترير .

محل هائيكه نام گرگر دارند :

گرگر( گرگر و علمدار اکنون باهم يكي شده و هادي شهر نام گرفته اند ) ، از دو روستا يا قصبه كه با فاصله كمي از هم قرار داشتند تشكيل شده بود كه يوخاري گرگر و آشاغي گرگر ناميده ميشده است.
1- دهي از بخش مركزي شهرستان شادگان استان خوزستان .
2- گرگر پائين روستائي در بخش مركزي شهرستان سنقر استان كرمانشاه.
3- نام شهرستان و قصبه در ولايت (استان) آدي يامان تركيه.
4- نام رودخانه اي در جمهوري آذربايجان كه تِرتِر نيز ناميده ميشود و شاخه اي از رود كر ميباشد و در نواحي كلبجر، ميربشير جريان دارد و از محلي بنام گلين قيه سرچشمه ميگيرد.
5- محلي بنام گرگر در جمهوري ارمنستان قرارداد.
6- منطقه اي در حوالي مالاتيا (ملطيه) تركيه .
7- نام قصبه و مركز شهرستاني در آناتولي شرقي (تركيه).
8- فرهنگ معين مينويسد گرگر معرب آن (جرجر) است و معني آن خداي تعالي , تخت شاهي , سرير ميباشد و همچنين نام گياهي است از تيره پروانه داران كه برگهايش كامل وپنجه يي و گلهايش آبي يا بنفش و يا زردند و گل آذينش خوشه يي است . ميوه اين گياه و دانه هايش ريزتر از يك نخود وسياه رنگ است و آنها را باقلاي نبطي گويند. از اين گياه بمنظور تغذيه دامها و از دانه اش جهت تغذيه انسان مانند غلات ديگر استفاده ميشود, باقلاي مصري, جرجرمصري , باقلاي قبطي , ترمس .
9- رود كارون از خزينه تا محلي كه به بند قير موسوم است به دو شعبه تقسيم ميشود يكي از شعب آنرا شعبه كوچك يا گرگر گويند.
10- در لغت نامه برهان قاطع كه اولين بار در 1062 ه.ق در حيدر آباد دكن (هندوستان ) چاپ شده و توسط محمد حسين بن خلف تبريري متخلص به برهان نگاشته درمورد واژه گرگر گفته شده است: گرگر نامي است از نامهاي خداي تعالي و معني آن صانع الصنايع ميباشد و نام قصبه اي از ولايت آذربايجان. و بضم هر دو كاف، سخني را گويند كه كسي آهسته در زير لب گويد و بكسر هر دو كاف ، غله اي باشد گِرد و سياه رنگ از نخود
اين نوشته نشان ميدهد كه اين محل حداقل 365 سال قبل مسكون بوده است . ( البته نویسنده کم لطفی نموده و گرنه سابقه موجودیت گرگر به چند قرن پیش از میلاد میرسد . )
11- قصبه اي در25 كيلومتري شرق قُروه روستائي كه چشمه هاي آبگرم دارد به نام گرگر و قولي قوقور موجود است.
12- نام روستائي است در خوزستان .
13- روستائي در كامياران كردستان
14- محلي بنام گرگر در شهرستان كلاله گرگان كه منطقه ترك نشين ميباشد.
15- نام ايستگاه قطار ما بين خسروي و ماهشهر
16- دهي در گلپايگان
17- روستائي در ماه شهر

شاعری از هادیشهر


شاعری از هادیشهر
رضا دهقان ( متخلص به چنگی ) شاعر جوانی است که در تاریخ 1354 در هادیشهر متولد شده است . او شاعری توانا ست و اشعارش بزبان شیرین ترکی میباشد . بتازکی کتابی از این شاعر جوان هادیشهری روی پیشخوان کتابفروشی ها جلب نظر میکند . این کتاب با نام اوجاداغلار میباشد که طراحی زیبای روی جلد آن توسط ( م. ائل قیزی ) و تصحیح و باز بینی آن توسط پرفسور (علی داشقین ) صورت گرفته است . کتاب دارای اشعار ترکی زیبایی است که موسسه انتشاراتی یاران آنرا چاپ و در دسترس علاقمندان قرار داده است امیدوارم در آینده اشعار بیشتر و بیوگرافی کاملتری از این همشهری شاعر داشته باشیم .
در ضمن این بلاگ برای معرفی هنرمندان در کلیه زمینه ها آمادگی دارد . ورزش ، شعر . نثر ، نقاشی و .....


دوست
بیر چوخ آلچاقلارا دوست دئدیم ، ایندی
به خیلی از آدمهای پست من حالا دوست گفتم
ویجـــدانیم دالاییر اؤزومــــــو اوف – اوف
وجدانم از درون آزارم میدهد ( نیشم میزند ) ، اوف ، اوف ( افسوس )
داردان قورتاردیغیم جان - جییر دوستوم
دوست مثل جان و جگری را که از بالای چوبه دار نجات دادم ( افسوس )
ایندی دارا چکیر اؤزومــــــو ، اوف – اوف
حالا خودم را بالای چوبه دار میکشد ، اوف ، اوف ( افسوس )
****
هر قارانی گؤردوم اوزده ، خال بیلدیم
هر نقطه سیاهی را که در چهره اش دیدم خال فرض کردم
هر آری باغلایان شـــــانی بال بیلدیم
هر شانی را که زنبور درست کرده بود ، عسل فرض کردم
بیر نئچه نادانی اهــــلی - حال بیلدیم
چند تا از این نادان ها را آدم های اهل حال دانستم
بوشونا خرجله دیم سؤزومو ، اوف – اوف
حرف هایم را مفت خرج کردم اوف – اوف ( افسوس )
****
چنگی یم ، قَمــــــلری گؤزوم آلیب دیر
چنگی هستم چشمهایم دیگر به این غمها عادت کرده
کَلَک چوخــــــــالیب دیر ، دوز آزالیب دیر
دوز و کلک زیاد شده و راستی کم شده است
گلیب اؤز باغیمــــــــــدا یووا سالیب دیر
آمده در باغ خودم آشیانه درست کرده ( منظور دوز و کلک )
قارغا کیمی اویور گــؤزومو ، اوف – اوف
مثل کلاغ چشمهایم را در می آورد ، اوف – اوف (افسوس )
کتاب اوجاداغلار